آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
♥just you♥
شبی از پشت یک تنهایی نمناک وبارانی تورابالهجه ی گل های نیلوفرصداکردم تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ ارزوهایت دعاکردم پس ازیک جستجوی نقره ای درکوچه های ابی احساس توراازبین گلهایی که درتنهایی ام روییدباحسرت جداکردم وتودرپاسخ ابی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران وسرگردان چشمانی است رویایی ومن تنهابرای دیدن زیبایی ان چشم تورادردشتی ازتنهایی وحسرت رهاکردم همین بوداخرین حرفت ومن بعدازعبورتلخ وغمگینت حریم چشم هایم رابه روی اشکی ازجنس غروب ساکت ونارنجی خورشیدباز کردم نمیدانم چرارفتی؟نمیدانم چرا شایدخطاکردم وتوبی ان که فکرغربت چشمان من باشی نمیدانم کجاتاکی برای چه ولی رفتی وبعد ازرفتنت باران چه معصومانه میبارید نمیدانم چرا؟شایدبه رسم وعادت پروانگی بازبرای شادی وخوشبختی باغ قشنگ ارزوهایت دعاکردم نظرات شما عزیزان:
|
|||
![]() |